بیانیه استکهلم (1998)

بیانیه استکهلم (1998)

 

بیانیه استکهلم در پنجاهمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر در استکهلم ،در سال 1998 تدوین شد.هدف اساسی بیانیه ی استکهلم، طرح واعاده ی حقوق میراث  فرهنگی به جوامع بشری به منظور نیل به توسعه پایدار است.مشارکت مردم، تدوین ضوابط ومعیارهای قانونی، هماهنگی میان توسعه وحفاظت، نکات مورد تاکید این بیانیه است. بیانیه را می توان به شرح زیر جمع بست:

1.هدف: تدوین وتفویض حقوق زیر به جوامع برخوردار از میراث فرهنگی-تاریخی:

الف: حق تصدیق واظهارات اصالت میراث فرهنگی.

ب: حق بیان هویت فرهنگی ویژه هر ملت وقوم در خانواده ی انسانی.

ج: حق درک بهتر میراث خود ودیگران

د: حق استفاده ی مناسب وهوشمند از میراث

ه: حق مشارکت در تصمیم گیری ها برای حفظ میراث وارزش های آن

و: حق شکل دادن به انجمن های حمایتی وارتقای میراث فرهنگی.

2. کاربری پیشنهادی: معاصر سازی.

3. حوزه ی مداخله: تمامی جوامع برخوردار از میراث های فرهنگی-تاریخی

4. شیوه ی اقدام: بهسازی ونوسازی.

5. روش مداخله: موضعی-موضعی.

6. اصول پیشنهادی:

الف) احترام به امر حفاظت وغنای تنوع فرهنگی در جهان

ب) افزایش میزان مشارکت مردم

ج) هماهنگ ساختن حفاظت با توسعه.

د) تدوین ضوابط ومعیارهای قانونی حفاظت

ه) توسه پایدار

منشور حفاظت از شهرها و مناطق تاريخي، مصوب اكتبر 1987 ـ ايكوموس

منشور حفاظت از شهرها و مناطق تاريخي، مصوب اكتبر 1987 ـ ايكوموس 

مقدمه و تعاريف: همه جوامع بشري، چه آنها كه در طول زمان و بتدريج گسترش يافته‌اند و چه آنهايي كه يكباره و در نتيجه تصميم قبلي پديد آمده‌اند، نمودي از تنوع جوامع در سراسر تاريخ هستند.

اين منشور مربوط به مناطق شهري تاريخي بزرگ و كوچك شامل شهرها، شهرستانها و مراكز يا محله‌‌هاي تاريخي به اضافه محيط طبيعي و يا ساخته دست بشر آنهاست. اين مناطق گذشته از نقشي كه به عنوان مدارك تاريخي دارند، حاوي ارزشهاي فرهنگهاي شهري سنتي نيز هستند. امروزه بسياري از اين مناطق به واسطه توسعه شهري كه در نتيجه صنعتي شدن در همه جوامع صورت مي‌گيرد، مورد تهديد قرار گرفته، از لحاظ فيزيكي، بي‌ارزش و مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته، آسيب‌ ديده يا حتي تخريب مي‌شوند.

شوراي بين‌المللي بناها و اماكن (ايكوموس) براي مقابله با اين وضعيت تاسف‌بار كه غالباً ضررهاي جبران‌ناپذير فرهنگي، اجتماعي و حتي اقتصادي در پي دارد، تنظيم يك منشور بين‌المللي حفاظت و مرمت بناها و اماكن (اين منشور معمولاً منشور ونيز خوانده مي‌شود) خواهد بود، ضروري مي‌داند. در اين متن جديد اصول، اهداف و روشهاي لازم براي حفاظت شهرها و مناطق شهري تاريخي، تعريف مي‌شود. اين منشور همچنين خواستار افزايش هماهنگي، ميان زندگي خصوصي و اجتماعي در اين مناطق و نيز ترغيب محافظت از آن دسته اموال فرهنگي هر چند كوچك از نظر مقياس است كه حافظه نوع بشر را مي‌سازد.همانگونه كه در توصيه‌نامه حراست و نقش معاصر مناطق تاريخي (ورشو ـ نايروبي 1976) و نيز در ساير اسناد گوناگون بين‌المللي بيان شده است، درك متداول از معناي حفاظت از شهر و مناطق شهري تاريخي، عبارت است از: اتخاذ گامهاي لازم براي حمايت، حفاظت و مرمت اين دسته از شهرها و مناطق و همچنين توسعه و انطبقا هماهنگ آنها با زندگي معاصر 

اصول و اهداف:

1. براي داشتن بيشترين تأثير، حفاظت از شهرهاي تاريخي و هر آبادي تاريخي ديگر و برنامه‌ريزي شهري و منطقه‌اي در همه سطوح.

2. خصوصياتي كه بايد حفظ شوند؛ ويژگي تاريخي بودن شهر يا منطقه شهري و همه عناصر مادي و معنوي كه اين ويژگي را متجلي مي‌سازد در بر مي‌گيرند، بخصوص:

الف ـ الگوهاي شهري كه با معابر و خيابانها مشخص مي‌شود.

ب ـ ارتباطات بين ساختمانها و فضاهاي سبز و باز.

ج ـ شكل ظاهري ـ داخل و خارجي ـ ساختمانها كه با مقياس، اندازه، سبك، مصالح ساختماني، رنگ و تزئينات مشخص مي‌شود.د ـ ارتباط ميان شهر يا منطقه شهري و محيط اطراف آن، هم محيط طبيعي و هم محيط ساخته دست بشر.

ه‍ ـ كار ويژه‌هاي گوناگوني كه شهر يا منطقه شهري در طول زمان به دست آودن است. هرگونه تهددي اين شرايط و خصوصيات، اصالت شهر يا منطقه شهري تاريخي را به مخاطره خواهد انداخت.مشاركت و مداخله ساكنين، براي موفقيت برنامه حفاظت ضروري بوده و بايد تشويق شود. حفاظت شهرها و مناطق شهري تاريخي، بيش از هر چيز به ساكنين آنها مربوط است.

4. حفاظت در يك شهر يا منطقه شهري تاريخي، مستلزم دورانديشي، يك ره‌يافت سيستماتيك و انظباط عمل است. ضروري است از سخت‌گيري و عدم انعطاف، پرهيز كرد چراكه موارد فردي مي‌تواند، مشكلات خاصي در پي داشته باشد. ر

وشها و ابزار:

5. قبل از برنامه‌ريزي براي حفاظت، انجام يكسري مطالعات با استفاده از علوم متفوت ضروري است.در تدوين برنامه‌هاي حفاظت، همه عوامل مرتبط شامل باستان‌شناسي، تاريخ، معماري، قواعد فني، جامعه‌شناسي و اقتصاد را بايد مد نظر قرار داد. لازم است اهداف اصولي برنامه حفاظت، همچنين اقدامات حقوقي، اداري و مالي لازم براي دستيابي به اين اهداف، به روشني مشخص شود.هدف از برنامه حفاظت بايد تضمين يك رابطه هماهنگ ميان مناطق شهري تاريخي و شهري به عنوان يك كليت باشد.مي‌بايد در برنامه حفاظت، مشخص كرد كه كداميك از ساختمانها بايد محافظت شوند و كدام تحت شرايط معين و كدام تحت شرايط كاملاً استثنايي، قابل محافظت هستند. قبل از هرگونه مداخله و شروع به كار بايد همه شرايط موجود را مستند كرد.برنامه حفاظت بايد از سوي ساكنين منطقه تاريخي مورد حمايت قرار گيرد.

6. تا تصويب برنامه حفاظت، هرگونه اقدام حفاظتي اضطراري بايد مطابق با اصول و اهداف اين منشور و منشور ونيز انجام شود.

7. نگهداري مستمر براي حفاظت مؤثر شهر يا منطقه شهري تاريخي، اهميت به‌سزايي دارد.

8. كار ويژه‌ها و فعاليتهاي جديد با ويژگي شهر يا منطقه شهري تاريخي باشد. جرح و تعديل اين مناطق با زندگي معاصر، مستلزم انجام دقيق اصلاحات در تسهيلات خدمات عمومي است.

9. اصلاح خانه‌سازي بايد يكي از اهداف اساسي حفاظت باشد.

10. هنگامي كه لزوم احداث ساختمانهاي جديد يا جرح و تعديل ساختمانهاي موجود احساس شد، رعايت شبكه معابر موجود به خصوص با توجه به مقياس و اندازه ضروري است. نبايد از خلق عناصر جديد هماهنگ با محيط بازماند چراكه اين قسمتها مي‌توانند به غناي منطقه كمك نمايند.

11. اطلاع از گذشته يك شهر تاريخي، يا هنگامي كه منطقه در طي تحقيقات باستان‌شناسي بايد بسط داده شود و معرفي شايسته يافته‌هاي باستان‌شناسي.

12. عبور و مرور وسايط نقليه داخل يك شهر يا منطقه شهري تاريخي مي‌بايد كنترل شود و براي احداث پاركينگ‌ها به نحوي كه به بافت تاريخي يا محيط آن آسيب نرسانند، برنامه‌ريزي شود.

13. در صورت لزوم پيش‌بيني احداث بزرگراههاي عمده در برنامه‌ريزي شهري يا منطقه‌اي، طراحي اين بزرگراهها به گونه‌اي باشد كه با عبور از ميان شهر يا منطقه‌ شهري تاريخي در آنها شكاف ايجاد نكنند، بلكه دسترسي به آنها را آسان سازند.

14. شهرهاي تاريخي بايد در برابر سوانح طبيعي و بلايايي چون آلودگي هوا و زلزله حمايت شوند تا بدين ترتيب حراست از ميراث و تأمين جاني و رفاه ساكنين ميسر شود.سانحه طبيعي هرچه باشد، اقدامات پيشگيرانه و مرمتي پس از وقوع سانحه بايد مطابق با ويژگي به خصوص اموال مربوطه باشد.

15. يك برنامه اطلاع‌رساني عمومي،  به منظور جلب مشاركت و مداخله ساكنين، بايد تنظيم شود و در اين راه بايد ابتدا از كودكان در سنسن مدرسه آغاز كرد.فعاليت انجمنهاي مردمي براي حمايت از ميراث نيز بايد ترغيب شده و اقدامات مالي در راستاي حفاظت و مرمت انجام شود.

16. تدارك آموزش تخصصي براي همه صاحبان مشاغل مرتبط با حفاظت، ضروري است. 



Read more: http://mehrazi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=50&Itemid=63#ixzz0osKuNLXw

منشور میراث ساخته بومی (Charter on Built Vernacular Heritage)مکزیکو، اکتبر 1999   

منشور میراث ساخته بومی (Charter on Built Vernacular Heritage)

مصوب دوازدهمین مجمع عمومی ایکوموس در مکزیکو، اکتبر 1999

 

مقدمه

میراث ساخته (معماری) بومی جایگاهی عمده در احساس و مباهات هر ملت دارد. این میراث به عنوان فرآورده ای ویژه و جذاب جامعه، پذیرفته شده است. علی الظاهر بی شکل و معمولی می آید، ولی با این وجود صاحب نظمی از آن خود است. در عین حال که قابل استفاده است، دارای ارزش و زیبایی است. این میراث، کانون زندگی معاصر و در عین حال، یادگاری از تاریخ جامعه است. هرچند اثر انسان است، آفریده زمان نیز می باشد. بی حرمتی به میراث بشری است اگر انسان همت به حفاظت این هارمونی های سنتی تشکیل دهنده وجود خود نکند.

میراث ساخته شده بومی است، چراکه؛ بیان بنیادین فرهنگ یک جامعه است و نیز رابطه اش با سرزمینش و در عین حال بیان گونه گوناگونی فرهنگی جهان است.

ساخته های بومی طریقه سنتی و طبیعی است که اجتماعات خود را پناه می دهند. روند مستمری است که تغییرات ضروری و همسازی دائمی را به عنوان پاسخی به الزامات محیطی و اجتماعی، پاسخ می گوید. بقای این سنت در سراسر جهان توسط نیروهای اقتصادی و همگنی فرهنگی و معمارانه تهدید می شود. چگونه می توان با این نیروها رویارونی کرد، مسئله ای بنیادین است که باید توسط جوامع و نیز دولتها، برنامه ریزان، معماران، حفاظتگران و گروه مرکب از متخصصین فرارشته ای مورد رسیدگی قرار گیرد. به علت همگنی فرهنگ و تغییرات اجتماعی ـ اقتصادی جهانی، ساخت و سازهای بومی سراسر جهان به شدت آسیب پذیرند و مواجه با مسائل جدی منسوخ شدگی، تعادل درونی و ادغام شدن است.

از اینرو ضرورت دارد که علاوه بر منشور ونیز، اصولی را برای مراقبت و حمایت از میراث ساخته شده خود پایدار سازیم.

ادامه نوشته

اصولی برای حفاظت سازه های چوبی تاریخی

اصولی برای حفاظت سازه های چوبی تاریخی (Timber) ـ 1999

مصوب دوازدهمین اجلاس عمومی ایکوموس در مکزیکو (اکتبر 1999)

 

هدف این سند تعریف عملکردها و اصول قابل استفاده جهانی و اساسی در مورد حمایت وو حفاظت سازه های چوبی تاریخی به خاطر احترام به اعتبار فرهنگی شان می باشد، در اینجا سازه های چوبی تاریخی به تمام انواع بناها یا ساختارهایی که تماماً از چوب یا جزئی از آن باشد بطوریکه دارای اهمیت فرهنگی هستند یا بخشهایی از ناحیه تاریخی باشد بر می گردد.

به منظور حفاظت از چنین بناهایی اصول زیر در نظر گرفته می شود.

-          شناخت اهمیت سازه های چوبی در تمام دوره ها به عنوان بخشی از میراث فرهنگی جهانی؛

-          تنوع عظیم سازه های چوبی تاریخی در نظر گرفته شود؛

-          تنوع گونه ایی و کیفیت به کار برده شده در ساخت بناها مدنظر گرفته شود.

-          شناخت آسیب پذیری سازه هایی که تماماً از چوب یا جزئی از آن باشد به خاطر تخریب مصالح و تنزل در تنوع شرایط آب و هوایی و محیطی ناشی از تغییرات رطوبت، نورر، حملات حشرات fungal و فرسودگی wear & tear تا آتش و دیگر حوادث.

-          شناخت رو به رشد کمبود سازه های چوبی تاریخی بخاطر آسیب پذیری، کاربرد غلط و نداشتن مهارت و دانش طراحی سنتی و تکنولوژی ساختاری.

-          در نظر گرفتن تنوع زیاد عملکردها و رفتارهای مورد ضروری نیاز در مورد محافظت و حفاظت اینگونه منابع میراث.

-          توجه به منشور ونیز، بورا و یونسکو مرتبط و دکترین ایکوموس و بررسی و جستجو کاربرد اینگونه مقررات عمومی به منظور حمایت و محافظت سازه های چوبی تاریخی.

 



http://mehrazi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=249&Itemid=63#ixzz0osFqZ8RS
ادامه نوشته

منشور بين‌المللي حمايت و مديريت ميراث فرهنگي زير آب...مصوب 1996 ـ ايكوموس

منشور بين‌المللي حمايت و مديريت ميراث فرهنگي زير آب

مصوب 1996 ـ ايكوموس[1] 

مقدمه

اين منشور در جهت ترغيب حمايت و مديريت ميراث فرهنگي زير آب در آبهاي داخلي[2] و ساحلي، درياهاي كم عمق و اقيانوسهاي عميق تنظيم شده است. منظور حاضر بر ويژگيها و شرايط خاص ميراث فرهنگي زير آب متمركز بوده و بايد آن را سند مكمل منشور حمايت و مديريت ميراث باستان‌شناسي ـ مصوب 1990 ايكوموس ـ دانست. منشور 1990، ميراث باستان‌شناسي را آن بخش از ميراث مادي تعريف مي‌كند كه با استفاده از روشهاي باستان‌شناسي، اطلاعات اوليه در مورد آنها به دست مي‌آيد. اين ميراث همه آثار و نشانه‌هاي حيات انسان را در خود داشته و شامل مكانهاي مربوط به همه مظاهر فعاليت بشر،  ساختارهاي متروكه و همه نوع بقايا به اضافه كليه ملحقات فرهنگي منقول آنهاست.

منشور حاضر، ميراث فرهنگي زير آب را بخشي از ميراث باستان‌شناسي مي‌داند كه در حال حاضر در يك محيط زير آب قرار داشته و يا قبلاً در اين محيط بوده و از آنجا به محل ديگري انتقال يافته است. اين ميراث شامل محوطه‌هاي و ساختارهايي كه به زير آب فرو رفته‌اند، باقي مانده كشتيهاي غرق شده و محل وقوع اين بقايا در زير آب و بستر باستان‌شناسي و طبيعي آنها مي‌باشد.

ميراث فرهنگي زير آب به واسطه ويژگي منحصر به فرد خود، سرمايه‌اي بين‌المللي است. بخش عمده‌اي از ميراث فرهنگي زير آب در يك موقعيت بين‌المللي قرار گرفته است و وجود آن نمايانگر تجارت و ارتباطات بين‌المللي است كه كشتيها و محتويات آنها در حين اين تجارت و ارتباطات بين‌المللي در فاصله‌اي دور از مبدأ يا مقصد غرق مي‌شوند.


Read more: http://mehrazi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=54&Itemid=63#ixzz0osMW581q
ادامه نوشته

منشور بين‌المللي مديريت ميراث باستان‌شناسي

منشور بين‌المللي مديريت ميراث باستان‌شناسي

مصوب 1990 ـ ايكوموس 

مقدمه

همگان اذعان دارند كه شناخت و درك علل پيدايش و تحول جوامع بشري، انسان را در شناسايي ريشه‌هاي فرهنگي و اجتماعي او به نحو قابل توجهي ياري خواهد كرد.

ميراث باستان‌شناسي، ثبت اساسي فعاليت‌هاي انسان در زمانهاي پيشين است. از اين روي حمايت و مديريت صحيح اين ميراث، باستان‌شناسان و ديگر محققان را قادر مي‌سازد تا از طرف و به نفع نسلهاي حاضر و آينده به مطالعه و تفسير آن بپردازند.حمايت از اين ميراث نمي‌تواند تنها مبتني بر استفاده از فنون باستان‌شناسي باشد، بلكه اين امر مستلزم وجود يك زمينه وسيع‌تر از نظر اطلاعات و مهارتهاي حرفه‌اي و علمي است.

برخي عناصر ميراث باستان‌شناسي، اجزاء ساختارهاي معماري هستند. در چنين مواردي عناصر مورد نظر مي‌بايد طبق معيار حمايت از اينگونه ساختارها كه در منشور خفاظت و مرمت بناهاي تاريخي و محوطه‌ها (منشور 1966 ونيز) مشخص شده است، حمايت كنند.ساير عناصر ميراث باستان‌شناسي، بخشي از سنت‌هاي زنده مردم بومي را تشكيل مي‌دهند و مشاركت گروههاي فرهنگي محلي براي حمايت و محافظت از اينگونه محوطه‌ها و بناهاي تاريخي، ضروري است.بنابراين دلايل و عوامل ديگر، حمايت از ميراث باستان‌شناسي بايد مبتني بر همكاري مؤثر ميان صاحبان حرف متعدد و متنوع باشد. اين حمايت، همچنين مستلزم همكاري ميان مقامات دولتي، محققان آكادميك، سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و عموم مردم است.بنابراين، منشور حاضر، اصول مربوط به جنبه‌هاي مديريت ميراث باستان‌شناسي را تشريح مي‌نمايد. اينها عبارتند از: مسئوليتهاي مقامات عمومي و قانون‌گذاري، اصول مربوط به انجام حرفه‌اي روند تهيه فهرست، برآورد، حفاري، مستندسازي، تحقيق، نگهداري، حفاظت، مراقبت، بازسازي، آموزش، معرفي، دستيابي و استفاده عمومي از ميراث و آموزش تخصصي صاحبان حرف مرتبط با ميراث باستان‌شناسي.اين منشور از موفقيت منشور ونيز به عنوان مجموعه‌اي از رهنمودها و يك منبع عقايد براي سياستها و عملركد دولتها و نيز محققان و حرفه‌اي‌ها الهام گرفته است.

اين منشور ناگزير از انعكاس بسياري اصول و رهنمودهاي اساسي  و معتبر جهاني است. بدين دليل نمي‌تواند مسائل و امكانات خاص مناطق يا كشورها را مدنظر قرار دهد. لذا ضروري است براي رفع اين نيازها در سطوح منطقه‌اي و ملي و رهنمودهاي ديگري تنظيم و بدين وسيله منشور حاضر تكميل شود. 

ماده 1 (تعريف و مقدمه): ميراث باستان‌شناسي، آن بخش از ميراث مادي است كه با استفاده از روشهاي باستان‌شناسي، اطلاعات اوليه در مورد آنها به دست مي‌آيد.  اين ميراث همه آثار و نشانه‌هاي حيات انسان را در بر گرفته و شامل مكانهاي مربوط به همه مظاهر فعاليت بشر، ساختارهاي متروكه و بقاياي همه انواه (از جمله غارها و زيرزمينها و محوطه‌هاي زير آب) به اضافه همه ملحقات فرهنگي منقول آنهاست 

ماده 2 (سياستهاي تكميلي حمايت): ميراث باستان‌شناسي، يك سرمايه فرهنگي ناپايدار و تجديدناپذير است. به اين دليل، براي به حداقل رساندن تخريب ميراث باستان‌شناسي، استفاده از زمين بايد كنترل و متحول شود.سياستهاي حمايت از ميراث باستان‌شناسي، بايد مكمل سياستهاي مربوط به استفاده از زمين، تحول و برنامه‌ريزي در مورد آن و نيز سياستهاي فرهنگي، زيست‌محيطي و آموزشي باشد. ايجاد ذخاير باستان‌شناسي، قسمتي از اين سياستها را تشكيل مي‌دهد.حمايت از ميراث باستان‌شناسي بايد به كمك سياستهاي برنامه‌ريزي در سطوح بين‌المللي، ملي، منطقه‌اي و محلي انجام شود.مشاركت فعال عموم مردم بايد بخشي از سياستهاي حمايت از ميراث باستان‌شناسي باشد. اين مشاركت هنگامي ضروري است كه ميراث مرمدم بومي در ميان است. مشاركت بايد بر پايه دستيابي به اطلاعات لازم براي اتخاذ تصميم استوار باشد. لذا پيش‌بيني آموزش به عموم مردم، يك عنصر اساسي در حمايت تكميلي است.

ماده 3 (قانونگذاري و اقتصاد): حمايت از ميراث باستان‌شناسي را بايد به منزله يك الزام و تعهد اخلاقي براي همه آحاد بشر دانست، اين حمايت يك مسئوليت مشترك همگاني نيز هست. اين امر بايد با وضع قوانين مناسب و تخصيص بودجة كافي به منظور حمايت از برنامه‌هاي لازم براي مديريت مؤثر ميراث، تأئيد و مورد پذيرش قرار گيرد. ميراث باستان‌شناسي، متعلق به كل جامعة بشري است و از اين روي همة كشورها وظيفه دارند، تأمين بودجة كافي، براي حمايت از آن را تضمين نمايند.قانون بايد حمايت از ميراث باستان‌شناسي را متناسب با نيازها، تاريخ و سنتهاي هر كشور و منطقه ميسر ساخته و رفع نيازهاي حمايتي و تحقيقاتي در محل وقوع ميراث باستان‌شناسي را تدارك ببيند.

قانون بايد مبتني بر اين مفهوم باشد كه ميراث باستان‌شناسي، ميراث متعلق به كل بشريت و گروههاي مردمي است و منحصراً محدود به يك فرد يا ملت نمي‌باشد.با وضع قانون، مي‌بايد هرگونه تخريب، بي‌اعتنايي به ارزشها يا تغيير شكل در هر محوطه باستان‌شناسي يا بناي تاريخي و يا در محيط اطراف آن بدون اطلاع و رضايت مقام باستان‌شناسي زيربط را ممنوع كرد.

قانون بايد اصولاً در مواردي كه تخريب ميراث باستان‌شناسي مجاز شناخته شده است، تحقيقات كامل باستان‌شناسي و مستندسازي را تكليف قانوني و لازم‌الاجرا نمايد.قانون بايد نگهداري و حفاظت صحيح از ميراث باستان‌شناسي را تكليف و تصريح نمايد.مي‌بايد در صورتي كه نقض قوانين ناظر بر ميراث باستان‌شناسي، مجازاتهاي قانوني كافي و لازم مقرر شود.

در صورتي كه قانون تنها حمايت از آن دسته عناصر ميراث باستان‌شناسي را كه در يك فهرست منتخب قانوني ثبت شده‌اند، پيش‌بيني كرده است، بايد حمايت موقت از محوطه‌ها و بناهاي تاريخي كه تحت حمايت نيستند و يا به تازگي كشف شده‌اند تا زماني كه يك ارزيابي باستان‌شناسي قابل تحقيق باشد نيز پيش‌بيني شود.پروژه‌هاي توسعه، يكي از عمده‌ترين تهديدات فيزيكي براي ميراث باستان‌شناسي به شمار مي‌روند، لذا مي‌بايد با وضع قوانين مناسب، دست‌اندركاران توسعه را مكلف نمود كه قبل از اجراي طرح‌هاي توسعه، يكسري مطالعات را مكلف نمود كه قبل از اجراي طرح‌هاي توسعه، يكسري مطالعات مربوط به تأثير منفي توسعه بر ميراث باستان‌شناسي را ترتيب دهند و در قوانين مورد نظر بايد تصريح شود كه هزينة اين مطالعات جزو هزينه‌هاي پروژه‌هاي توسعه محسوب شده و از دست‌اندركاران توسعه دريافت مي‌شود.

در وضع قوانين مرتبط با ميراث باستان‌شناسي اين اصل بايد حكم باشد كه برنامه‌هاي توسعه به گونه‌اي طراحي شود كه كمترين اثر منفي را بر ميراث باستان‌شناسي بگذارد. 

ماده 4 (برآورد):  براي حمايت از ميراث باستان‌شناسي، حتي‌المقدور بايد كامل‌ترين اطلاعات را از حدود و ماهيت آن داشت. بنابراين انجام برآورد عمومي از منابع باستان‌شناسي، يك ابزار كار ضروري در امر توسعه استراتژيهاي حمايت از ميراث باستان‌شناسي به شمار مي‌رود. در نتيجه انجام برآورد باستان‌شناسي بايد يك الزام و تعهد اساسي در امر حمايت و مديريت نيراث باستان‌شناسي باشد.همزمان، فهرستاهاي مربوطه، به منزله منبع اوليه‌اي از بايگاني‌ها اطلاعاتي لازم براي مطالعه و تحقيق علمي هستند. لذا گردآوري اين در بستر اصلي آن است. اين اصل بر نياز به نگهداري، حفاظت و مديريت صحيح تأكيد دارد. اين امر همچنين حاكي از اين اصل است كه اگر امكان پيش‌بيني نگهداري و مديريت صحيح ميراث باستان‌شناسي پس از انجام حفاري وجود ندارد، نبايد آن را به انجام حفاري و يا پس از آن در معرض خطر قرار داد.

لازم است، تعهد و مشاركت محلي به عنوان وسيله‌اي براي ارتقاء سطح بهبود و نگهداري ميراث باستان‌شناسي، ترويج و ترغيب شود. اين اصل به خصوص در برخودر با ميراث مردم بومي يا گروههاي فرهنگي محلي اهميت دارد. ختي در برخي موارد، شايسته است مسدوليت حمايت و مديريت محوطه‌ها و بناهاي تاريخي به عهده مردم بومي واگذار شود. به دليل وجود محدوديتهاي اجتناب‌ناپذير منابع قابل دسترسي، نگهداري جدي، ناچاراً بايد در يك قالب گزينشي انجام شود. لذا بايد شامل يك نمونه ار تنوع محوطه‌ها و بناهاي تاريخي با تكيه بر ارزيابي علمي اهميت و ويژگي بارز آنها بوده و محدود به بناهاي تاريخي برجسته‌تر و داراي جذابيت بصري نباشد.اصول توصيه‌نامه‌ها 1956 يونسكو در مورد نگهداري و حفاظت ميراث باستان‌شناسي بكار گرفته شود.

ماده 7 (معرفي، آموزش، بازسازي): معرفي ميراث باستان‌شناسي به عموم مردم يك روش اصولي براي بالا بردن سطح درك و فهم آنها از ريشه‌هاي پيدايش و تحول جوامع فعلي است. به علاوه معرفي ميراث باستان‌شناسي، مهمترين راه افزايش درك نيازهاي موجود به حمايت از اين ميراث است.معرفي و آموزش را بايد به عنوان يك تفسير عمومي از وضعيت رايج اطلاعات قلمداد كرد و به اين دليل، معرفي و آموزش بايد مكرراً اصلاح و مورد تجديد نظر قرار گيرد.در انجام معرفي و آموزش مي‌بايد به راههاي چند بعدي دسترسي به درك گذشته توجه كرد.بازسازي، دو هدف و كار ويژه مهم را محقق مي‌سازد: تحقيق تجربي و تفسير. در انجام اين دو كار، بايد نهايت احتياط را نمود تا از به هم خوردن هر مدرك باستان‌شناسي باقي مانده از گذشته جلوگيري شود و نيز بايد مدرك باستان‌شناسي باقي مانده از گذشته جلوگيري شود و نيز بايد مردك واقع در همه منابع را به منظور دستيابي به اصالت در نظر گرفت.ضمناً تا جايي كه امكان دارد، بازسازي نبايد بر روي بقاياي باستان‌شناسي انجام شود و بايد اصل اثر، قابل تشخيص باشد. 

ماده 8 (آموزش تخصصي حرفه‌اي): استانداردهاي بالاي دانشگاهي با استفاده از بسياري قواعد علمي مختلف، نقش اساسي در مديريت ميراث باستان‌شنساي دارد. بنابراين لازم است تربيت تعداد كافي از صاحبان حرف متخصصين در ارتباط با ميراث باستان‌شناسي و در عرصه‌هاي مربوط به كارشناسي، يك هدف عمده در تدوين سياست‌هاي آموزش همه كشورها باشد.نياز به توسعه كارشناسي در عرصه‌هاي معين بسيار تخصصي، محتاج همكاري بين‌المللي است.مي‌بايد هدف از آموزش آكادميك باستان‌شناسي، ايجاد تغيير در سياستهاي حفاظتي و جايگزيني محافظت از ميراث در محل وقوع آن به جاي حفاري باشد. همچنين اين حقيقت را بايد مورد توجه قرار داد كه مطالعه تاريخ مردم بومي نيز به اندازه مطالعه در مورد بناهاي تاريخي و محوطه‌ها براي حفاظت و درك ميراث باستان‌شناسي اهميت دارد.حمايت از ميراث باستن‌شناسي كه در اين عرصه كار مي‌كنند، فرصت داد تا دانش‌شان در اين زمينه را به روز نمايند. برنامه‌هاي آموزشي پس از دوره ليسانس با تأكيد ويژه بر حمايت و مديريت ميراث باستان‌شناسي بايد گسترش يابد. 

ماده 9 (همكاري بين‌المللي): ميراث باستان‌شناسي، متعلق به كل بشريت است. به اين دللي وجود همكاري بين‌المللي در توسعه و حفظ استاندرادهاي مديريت ضروري است.نياز مبرمي به ايجاد مكانيسم‌هاي بين‌المللي براي مبادله اطلاعات و تجربه ميان صاحبان حرفي كه با مديريت ميراث باستان‌شناسي سر و كار دارند، احساس مي‌شود. اين امر مستلزم سازماندهي كنفرانس‌ها، سمينارها، كارگاهها (Work Shops) و غيره در سطوح جهاني و منطقه‌اي و نيز تأسيس مراكز منطقه‌اي مطالعات مربوط به آموزش پس از دوره ليسانس مي‌باشد.ايكوموس بايد اين جنبه را از طريق گروههاي متخصص خود در برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت خود ارتقاء بخشد.مبادلات بين‌المللي نيروهاي متخصص، بعنوان وسيله‌اي در جهت بالا بردن سطح استانداردهاي مديريت ميراث باستان‌شناسي نيز بايد گسترش يابد.مي‌بايد برنامه‌هاي كمك فني در عرصه مديريت ميراث باستان‌شناسي، تحت نظارت ايكوموس افزايش يابد. 



Read more: http://mehrazi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=51&Itemid=63#ixzz0osLUdgMe

اصولي براي ثبت و ضبط بناها، مجموعه بناها و محوطه‌هامصوب يازدهمين اجلاس عمومي ايكوموس در صوفيه اكتبر

اصولي براي ثبت و ضبط بناها، مجموعه بناها و محوطه‌ها (1995)

مصوب يازدهمين اجلاس عمومي ايكوموس در صوفيه اكتبر 1995

 -         از آنجائيكه ميراث فرهنگي، بيان بي‌همتاي دستيافت بشري است؛ و
-         از آنجائيكه ميراث فرهنگي مستمراً در خطر است؛ و
-         از آنجا كه ثبت و ضبط، يكي از راههاي اصلي موجود براي مشخص كردن معني، دريافت، تعريف و تشخيص ارزشهاي فرهنگي است؛ و
-         از آنجا كه مسئوليت حفاظت و نگهداري ميراث فرهنگي نه تنها بر عهده مالكين بلكه متخصصين حفاظت و اهل حرفه، مديران، سياستمداران، اداره‌كنندگاني كه در تمام سطوح دولت و مردم است؛ و
-         از آنجا كه ماده 16 منشور ونيز تكليف مي‌كند، لازم است كه سازمانهاي مسئول و نيز افراد، طبيعت ميراث فرهنگي را ثبت و ضبط نمايند.
از اينرو، هدف اين سند ارائه اصول دلايل، مسئوليتها، تدابير برنامه‌ريزي، محتواها، مديريت و ملاحضات مرتبط به سهيم بودن در ثبت و ضبط ميراث فرهنگي مي‌باشد.

تعاريف واژگان بكار رفته در اين سند:



Read more: http://mehrazi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=95&Itemid=63#ixzz0osNKMhGt
ادامه نوشته

منشور توریسم فرهنگی مصوب نوامبر 1976 ـ ایکوموس

مقدمه:

  1-       هدف ایکوموس از این منشور، ترغیب حراست، تضمین حفاظت و ارتقاء بناها و محوطه های تاریخی که جزء ممتاز میراث بشری است می باشد. در این مقام، ایکوموس مستقیماً به اثرات مثبت و منفی و گسترش فوق العاده زیاد فعالیتهای توریستی بر میراث نظارت دارد.

2-       ایکوموس بر این نکته واقف است که امروزه حتی کمتر از سابق، تلاش جداگانه هر گروه، هر چند در حوزه خود دارای نفوذ است نمی تواند به نحو قابل ملاحظه ای بر جریان وقایع تأثیر گذارد. به همین دلیل کوشیده است در اندیشه مشترک با جهان بزرگ و سازماندهی منطقه ای که در یک عرصه، همان علایق و دل مشعولی های ایکوموس را دارند و احتمالاً به اجرای یک تلاش جهانی، مرتبط و کارآمد کمک می کنند، مشارکت نمایند.

3-       نمایندگان این گروهها طی اجلاس سمینار بین المللی  توریسم و انسان گرایی معاصر که در تاریخ 8 و 9 نوامبر 1976 در شهر بروکسل (بلژیک) برگزار شد، توافق نمودند:

ادامه نوشته