منشور بين‌المللي مديريت ميراث باستان‌شناسي

مصوب 1990 ـ ايكوموس 

مقدمه

همگان اذعان دارند كه شناخت و درك علل پيدايش و تحول جوامع بشري، انسان را در شناسايي ريشه‌هاي فرهنگي و اجتماعي او به نحو قابل توجهي ياري خواهد كرد.

ميراث باستان‌شناسي، ثبت اساسي فعاليت‌هاي انسان در زمانهاي پيشين است. از اين روي حمايت و مديريت صحيح اين ميراث، باستان‌شناسان و ديگر محققان را قادر مي‌سازد تا از طرف و به نفع نسلهاي حاضر و آينده به مطالعه و تفسير آن بپردازند.حمايت از اين ميراث نمي‌تواند تنها مبتني بر استفاده از فنون باستان‌شناسي باشد، بلكه اين امر مستلزم وجود يك زمينه وسيع‌تر از نظر اطلاعات و مهارتهاي حرفه‌اي و علمي است.

برخي عناصر ميراث باستان‌شناسي، اجزاء ساختارهاي معماري هستند. در چنين مواردي عناصر مورد نظر مي‌بايد طبق معيار حمايت از اينگونه ساختارها كه در منشور خفاظت و مرمت بناهاي تاريخي و محوطه‌ها (منشور 1966 ونيز) مشخص شده است، حمايت كنند.ساير عناصر ميراث باستان‌شناسي، بخشي از سنت‌هاي زنده مردم بومي را تشكيل مي‌دهند و مشاركت گروههاي فرهنگي محلي براي حمايت و محافظت از اينگونه محوطه‌ها و بناهاي تاريخي، ضروري است.بنابراين دلايل و عوامل ديگر، حمايت از ميراث باستان‌شناسي بايد مبتني بر همكاري مؤثر ميان صاحبان حرف متعدد و متنوع باشد. اين حمايت، همچنين مستلزم همكاري ميان مقامات دولتي، محققان آكادميك، سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و عموم مردم است.بنابراين، منشور حاضر، اصول مربوط به جنبه‌هاي مديريت ميراث باستان‌شناسي را تشريح مي‌نمايد. اينها عبارتند از: مسئوليتهاي مقامات عمومي و قانون‌گذاري، اصول مربوط به انجام حرفه‌اي روند تهيه فهرست، برآورد، حفاري، مستندسازي، تحقيق، نگهداري، حفاظت، مراقبت، بازسازي، آموزش، معرفي، دستيابي و استفاده عمومي از ميراث و آموزش تخصصي صاحبان حرف مرتبط با ميراث باستان‌شناسي.اين منشور از موفقيت منشور ونيز به عنوان مجموعه‌اي از رهنمودها و يك منبع عقايد براي سياستها و عملركد دولتها و نيز محققان و حرفه‌اي‌ها الهام گرفته است.

اين منشور ناگزير از انعكاس بسياري اصول و رهنمودهاي اساسي  و معتبر جهاني است. بدين دليل نمي‌تواند مسائل و امكانات خاص مناطق يا كشورها را مدنظر قرار دهد. لذا ضروري است براي رفع اين نيازها در سطوح منطقه‌اي و ملي و رهنمودهاي ديگري تنظيم و بدين وسيله منشور حاضر تكميل شود. 

ماده 1 (تعريف و مقدمه): ميراث باستان‌شناسي، آن بخش از ميراث مادي است كه با استفاده از روشهاي باستان‌شناسي، اطلاعات اوليه در مورد آنها به دست مي‌آيد.  اين ميراث همه آثار و نشانه‌هاي حيات انسان را در بر گرفته و شامل مكانهاي مربوط به همه مظاهر فعاليت بشر، ساختارهاي متروكه و بقاياي همه انواه (از جمله غارها و زيرزمينها و محوطه‌هاي زير آب) به اضافه همه ملحقات فرهنگي منقول آنهاست 

ماده 2 (سياستهاي تكميلي حمايت): ميراث باستان‌شناسي، يك سرمايه فرهنگي ناپايدار و تجديدناپذير است. به اين دليل، براي به حداقل رساندن تخريب ميراث باستان‌شناسي، استفاده از زمين بايد كنترل و متحول شود.سياستهاي حمايت از ميراث باستان‌شناسي، بايد مكمل سياستهاي مربوط به استفاده از زمين، تحول و برنامه‌ريزي در مورد آن و نيز سياستهاي فرهنگي، زيست‌محيطي و آموزشي باشد. ايجاد ذخاير باستان‌شناسي، قسمتي از اين سياستها را تشكيل مي‌دهد.حمايت از ميراث باستان‌شناسي بايد به كمك سياستهاي برنامه‌ريزي در سطوح بين‌المللي، ملي، منطقه‌اي و محلي انجام شود.مشاركت فعال عموم مردم بايد بخشي از سياستهاي حمايت از ميراث باستان‌شناسي باشد. اين مشاركت هنگامي ضروري است كه ميراث مرمدم بومي در ميان است. مشاركت بايد بر پايه دستيابي به اطلاعات لازم براي اتخاذ تصميم استوار باشد. لذا پيش‌بيني آموزش به عموم مردم، يك عنصر اساسي در حمايت تكميلي است.

ماده 3 (قانونگذاري و اقتصاد): حمايت از ميراث باستان‌شناسي را بايد به منزله يك الزام و تعهد اخلاقي براي همه آحاد بشر دانست، اين حمايت يك مسئوليت مشترك همگاني نيز هست. اين امر بايد با وضع قوانين مناسب و تخصيص بودجة كافي به منظور حمايت از برنامه‌هاي لازم براي مديريت مؤثر ميراث، تأئيد و مورد پذيرش قرار گيرد. ميراث باستان‌شناسي، متعلق به كل جامعة بشري است و از اين روي همة كشورها وظيفه دارند، تأمين بودجة كافي، براي حمايت از آن را تضمين نمايند.قانون بايد حمايت از ميراث باستان‌شناسي را متناسب با نيازها، تاريخ و سنتهاي هر كشور و منطقه ميسر ساخته و رفع نيازهاي حمايتي و تحقيقاتي در محل وقوع ميراث باستان‌شناسي را تدارك ببيند.

قانون بايد مبتني بر اين مفهوم باشد كه ميراث باستان‌شناسي، ميراث متعلق به كل بشريت و گروههاي مردمي است و منحصراً محدود به يك فرد يا ملت نمي‌باشد.با وضع قانون، مي‌بايد هرگونه تخريب، بي‌اعتنايي به ارزشها يا تغيير شكل در هر محوطه باستان‌شناسي يا بناي تاريخي و يا در محيط اطراف آن بدون اطلاع و رضايت مقام باستان‌شناسي زيربط را ممنوع كرد.

قانون بايد اصولاً در مواردي كه تخريب ميراث باستان‌شناسي مجاز شناخته شده است، تحقيقات كامل باستان‌شناسي و مستندسازي را تكليف قانوني و لازم‌الاجرا نمايد.قانون بايد نگهداري و حفاظت صحيح از ميراث باستان‌شناسي را تكليف و تصريح نمايد.مي‌بايد در صورتي كه نقض قوانين ناظر بر ميراث باستان‌شناسي، مجازاتهاي قانوني كافي و لازم مقرر شود.

در صورتي كه قانون تنها حمايت از آن دسته عناصر ميراث باستان‌شناسي را كه در يك فهرست منتخب قانوني ثبت شده‌اند، پيش‌بيني كرده است، بايد حمايت موقت از محوطه‌ها و بناهاي تاريخي كه تحت حمايت نيستند و يا به تازگي كشف شده‌اند تا زماني كه يك ارزيابي باستان‌شناسي قابل تحقيق باشد نيز پيش‌بيني شود.پروژه‌هاي توسعه، يكي از عمده‌ترين تهديدات فيزيكي براي ميراث باستان‌شناسي به شمار مي‌روند، لذا مي‌بايد با وضع قوانين مناسب، دست‌اندركاران توسعه را مكلف نمود كه قبل از اجراي طرح‌هاي توسعه، يكسري مطالعات را مكلف نمود كه قبل از اجراي طرح‌هاي توسعه، يكسري مطالعات مربوط به تأثير منفي توسعه بر ميراث باستان‌شناسي را ترتيب دهند و در قوانين مورد نظر بايد تصريح شود كه هزينة اين مطالعات جزو هزينه‌هاي پروژه‌هاي توسعه محسوب شده و از دست‌اندركاران توسعه دريافت مي‌شود.

در وضع قوانين مرتبط با ميراث باستان‌شناسي اين اصل بايد حكم باشد كه برنامه‌هاي توسعه به گونه‌اي طراحي شود كه كمترين اثر منفي را بر ميراث باستان‌شناسي بگذارد. 

ماده 4 (برآورد):  براي حمايت از ميراث باستان‌شناسي، حتي‌المقدور بايد كامل‌ترين اطلاعات را از حدود و ماهيت آن داشت. بنابراين انجام برآورد عمومي از منابع باستان‌شناسي، يك ابزار كار ضروري در امر توسعه استراتژيهاي حمايت از ميراث باستان‌شناسي به شمار مي‌رود. در نتيجه انجام برآورد باستان‌شناسي بايد يك الزام و تعهد اساسي در امر حمايت و مديريت نيراث باستان‌شناسي باشد.همزمان، فهرستاهاي مربوطه، به منزله منبع اوليه‌اي از بايگاني‌ها اطلاعاتي لازم براي مطالعه و تحقيق علمي هستند. لذا گردآوري اين در بستر اصلي آن است. اين اصل بر نياز به نگهداري، حفاظت و مديريت صحيح تأكيد دارد. اين امر همچنين حاكي از اين اصل است كه اگر امكان پيش‌بيني نگهداري و مديريت صحيح ميراث باستان‌شناسي پس از انجام حفاري وجود ندارد، نبايد آن را به انجام حفاري و يا پس از آن در معرض خطر قرار داد.

لازم است، تعهد و مشاركت محلي به عنوان وسيله‌اي براي ارتقاء سطح بهبود و نگهداري ميراث باستان‌شناسي، ترويج و ترغيب شود. اين اصل به خصوص در برخودر با ميراث مردم بومي يا گروههاي فرهنگي محلي اهميت دارد. ختي در برخي موارد، شايسته است مسدوليت حمايت و مديريت محوطه‌ها و بناهاي تاريخي به عهده مردم بومي واگذار شود. به دليل وجود محدوديتهاي اجتناب‌ناپذير منابع قابل دسترسي، نگهداري جدي، ناچاراً بايد در يك قالب گزينشي انجام شود. لذا بايد شامل يك نمونه ار تنوع محوطه‌ها و بناهاي تاريخي با تكيه بر ارزيابي علمي اهميت و ويژگي بارز آنها بوده و محدود به بناهاي تاريخي برجسته‌تر و داراي جذابيت بصري نباشد.اصول توصيه‌نامه‌ها 1956 يونسكو در مورد نگهداري و حفاظت ميراث باستان‌شناسي بكار گرفته شود.

ماده 7 (معرفي، آموزش، بازسازي): معرفي ميراث باستان‌شناسي به عموم مردم يك روش اصولي براي بالا بردن سطح درك و فهم آنها از ريشه‌هاي پيدايش و تحول جوامع فعلي است. به علاوه معرفي ميراث باستان‌شناسي، مهمترين راه افزايش درك نيازهاي موجود به حمايت از اين ميراث است.معرفي و آموزش را بايد به عنوان يك تفسير عمومي از وضعيت رايج اطلاعات قلمداد كرد و به اين دليل، معرفي و آموزش بايد مكرراً اصلاح و مورد تجديد نظر قرار گيرد.در انجام معرفي و آموزش مي‌بايد به راههاي چند بعدي دسترسي به درك گذشته توجه كرد.بازسازي، دو هدف و كار ويژه مهم را محقق مي‌سازد: تحقيق تجربي و تفسير. در انجام اين دو كار، بايد نهايت احتياط را نمود تا از به هم خوردن هر مدرك باستان‌شناسي باقي مانده از گذشته جلوگيري شود و نيز بايد مدرك باستان‌شناسي باقي مانده از گذشته جلوگيري شود و نيز بايد مردك واقع در همه منابع را به منظور دستيابي به اصالت در نظر گرفت.ضمناً تا جايي كه امكان دارد، بازسازي نبايد بر روي بقاياي باستان‌شناسي انجام شود و بايد اصل اثر، قابل تشخيص باشد. 

ماده 8 (آموزش تخصصي حرفه‌اي): استانداردهاي بالاي دانشگاهي با استفاده از بسياري قواعد علمي مختلف، نقش اساسي در مديريت ميراث باستان‌شنساي دارد. بنابراين لازم است تربيت تعداد كافي از صاحبان حرف متخصصين در ارتباط با ميراث باستان‌شناسي و در عرصه‌هاي مربوط به كارشناسي، يك هدف عمده در تدوين سياست‌هاي آموزش همه كشورها باشد.نياز به توسعه كارشناسي در عرصه‌هاي معين بسيار تخصصي، محتاج همكاري بين‌المللي است.مي‌بايد هدف از آموزش آكادميك باستان‌شناسي، ايجاد تغيير در سياستهاي حفاظتي و جايگزيني محافظت از ميراث در محل وقوع آن به جاي حفاري باشد. همچنين اين حقيقت را بايد مورد توجه قرار داد كه مطالعه تاريخ مردم بومي نيز به اندازه مطالعه در مورد بناهاي تاريخي و محوطه‌ها براي حفاظت و درك ميراث باستان‌شناسي اهميت دارد.حمايت از ميراث باستن‌شناسي كه در اين عرصه كار مي‌كنند، فرصت داد تا دانش‌شان در اين زمينه را به روز نمايند. برنامه‌هاي آموزشي پس از دوره ليسانس با تأكيد ويژه بر حمايت و مديريت ميراث باستان‌شناسي بايد گسترش يابد. 

ماده 9 (همكاري بين‌المللي): ميراث باستان‌شناسي، متعلق به كل بشريت است. به اين دللي وجود همكاري بين‌المللي در توسعه و حفظ استاندرادهاي مديريت ضروري است.نياز مبرمي به ايجاد مكانيسم‌هاي بين‌المللي براي مبادله اطلاعات و تجربه ميان صاحبان حرفي كه با مديريت ميراث باستان‌شناسي سر و كار دارند، احساس مي‌شود. اين امر مستلزم سازماندهي كنفرانس‌ها، سمينارها، كارگاهها (Work Shops) و غيره در سطوح جهاني و منطقه‌اي و نيز تأسيس مراكز منطقه‌اي مطالعات مربوط به آموزش پس از دوره ليسانس مي‌باشد.ايكوموس بايد اين جنبه را از طريق گروههاي متخصص خود در برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت خود ارتقاء بخشد.مبادلات بين‌المللي نيروهاي متخصص، بعنوان وسيله‌اي در جهت بالا بردن سطح استانداردهاي مديريت ميراث باستان‌شناسي نيز بايد گسترش يابد.مي‌بايد برنامه‌هاي كمك فني در عرصه مديريت ميراث باستان‌شناسي، تحت نظارت ايكوموس افزايش يابد. 



Read more: http://mehrazi.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=51&Itemid=63#ixzz0osLUdgMe